تبليغاتX
بانکول

بانکول

نقد(ادبی- هنری-اجتماعی)

sk3

 

جدول خلاصه پاسخ دعوت شدگان به پرسشنامه

دوستان عزیزی که به پرسشها پاسخ نداده یا پاسخ انها بحد کافی روشن نیست یا فکر میکنند پاسخ انها در این جدول درست درج نشده است لطفن کامنت بگذارند تا جدول اصلاح و تکمیل شود

مدعوین

نوع

پاسخ

نقد

گروهی

نقد

فردی

تمایل به

مشارکت

علی مسعودی نیا عمومی مشروط فردی آری
بهزاد خواجات عمومی ؟ ؟ خیر
حامد رحمتی خصوصی گروهی

----

شاید
مینو نصرت عمومی --- فردی خیر
مسلم ناظمی عمومی گروهی ---- آری
مریم اسحاقی خصوصی گروهی ---- آری
حسن سهولی عمومی گروهی ---- شاید
پرستو ارسطو خصوصی گروهی ---- آری
ابوالفضل پاشا خصوصی ؟ ؟

خیر

چوپان عمومی ---- فردی ؟
کروب رضایی خصوصی گروهی ---- ؟
علی فتحی مقدم عمومی گروهی --- آری
لیلا رضایی خصوصی گروهی ---- خیر
پدرام انصاری خصوصی گروهی ---- آری
لیلا کرد بچه عمومی ---- فردی خیر
مهدی حسین زاده عمومی ؟ ؟ ؟
کیوان اصلاح پذیر عمومی ---- فردی ؟
ریحان ریحانی عمومی ؟ ؟ ؟
حبیب شوکتی نیا عمومی گروهی ---- شاید
نسترن مکارمی عمومی مشروط فردی آری
محمدعلی حسنلو عمومی گروهی ---- آری
بیژن باران عمومی گروهی ----

آری

مهرداد فلاح ---- ---- ---- ----
کوروش همه خانی ---- ---- ---- ----
شهرام عدیلی پور ---- ---- ---- ----
بهمن ارجمند ---- ---- ---- ----
یونس معروف نژاد ---- ---- ---- ----
رجب بذرافشان ---- ---- ---- ----
رضا افشاری ---- ---- ---- ----
اسماعیل مهرانفر ---- ---- ---- ----
حمید تقی ابادی ---- ---- ---- ----
سعیدنصاریوسفی ---- ---- ---- ----
ابراهیم شاکری ---- ---- ---- ----

 

نادر نظامی ---- ----

----

----

 

 با خراب شدن قالب وبلاگم  تا پیدا کردن یک قالب خوب بطور موقت  از این قالب استفاده میکنم اگر دوستان مورد مناسبی پیشنهاد کنند سپاسگزار خواهم شد

عضو تیم  طراحی sk3

دانشمند جوان اسرین عزیزم

با افتخار حضور غرور افرینت را میان اعضای تیم تحقیقاتی-طراحی پروژه ی موفقsk3 که نخستین بار موجودات زنده را از ایران به فضا فرستادید تبریک می گویم وطی مدارج علمی عا لی تر را برایت آرزو مندم

..................................................... دوستدارت عه تا 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 13:46 توسط عه تا |

در باره نقد ادبی

 


 

 

 برنامه جامع پیشنهادی دکتر بیژن باران پس از کسب مجوز ایشان از صندوق ای میل به صفحه اصلی منتقل شد تا در معرض نقد و بررسی صاحبنظران قرار گیرد لازم به توضیح است که   اسامی پیشنهادی  به روال سایر دوستان  حذف شده است .

 

1.18.10

گرامی بزرگوار

در این بازه زمانی بیش از 70 هزار شاعر، 12 هزار با کتاب و بقیه با وبلاگ و در نشریات مجازی، بزبان فارسی شعر نشر میکنند. چند نقاد تخصصی ایرانی هم مانند دکتر کدکنی، دکتر براهنی، داریوش آشوری در خارج اند. نقد شعر چون سیاهچاله ای در شعر معاصر فلات ایران دیده می شود. نقد نوآوریهای مولفان هنری و ادبی را حفاری کرده در اختیار مولف برای ارتقای کارخود می گذارد. نقد به هنردوستان برای آموزش و لذت فراختر از آثار هنری کمک می کند. نقد برای تاریخ و ترجمه به زبانهای دیگر آثار هنری را رده بندی، سبکی، آماده می کند. نقد تعداد نجومی پرآشوب 70 هزار شاعر را به چند سبک سامان دار تقلیل میدهد. 

 

از این که شما باین فکر افتاده اید احساس غرور فرهنگی می کنم. آفرین به انگیزه اجتماعی شما و دیگر دوستان. امید است بتوان بخش وسیعی از هنرخواهان و ادیبان فلات یا برخاسته از فلات ایران را باهم مرتبط کرد. آثار آنها را کانالیزه و دسترسی پذیر برای معرفی فرهنگ فلات به جهان کرد. بنده در خدمت حاضرم.

 

نقد نیاز به تجهیزات، تخصص، تجربیات دارد.

  1. نام انحمن مجازی نقد هنری یا چیزی نزدیک به آن.
  2. تشکیل یک هسته مرکزی که کارها را برنامه ریزی و انجام دهد.
  3. هریک از افراد مرکزیت نام چند نقاد تخصصی را ارایه دهد. بنده این لیست را برای آغاز معرفی می کنم: …، …، ...، …، ...، …، …، چند دوست افغانی هم بعد اضافه خواهم کرد. روشن است که پس از نویسش منشور و ارایه ان به این متخصصین انها نتیجه ارزیابی فردی، شرکت خود، و رضایت به همکاری را در زمانی بعدتر اعلان خواهند کرد.
  4. تماس با این افراد برای در میان گذاشتن منشور انجمن، پذیرش آنها در انجمن.
  5. تهیه یک منشور برای تقسیم امور و انجام کار بوسیله این هسته.
  6. تهیه لیست آثار فارسی بومی مانند اثر براهنی و ترجمه از زبانهای غربی در مورد نقد.
  7. تهیه چند آدرس ایمیلی برای تماس علاقمندان و ارسال آثارشان برای بررسی الویتها، معیارها، ارزشها برای پذیرش اثر برای نقد در انحمن.
  8. ایجاد رشته های علمی مربوط به نقد هنری. در ادبیات، زبانشناسی، جامعه شناسی، روانشناسی، نشانه شناسی، فلسفه، انسانشناسی، مغز و اعصاب،..
  9. تشکیل زیرکمیسیونهای زبانهای دیگر فلات: ترکمن، آذری، کردی، خوزی، بلوچی/ اردو/ پشتو، گیلکی، ارمنی، لری – بسته به صف آرایی زبانی اعضای انجمن مجازی نقد هنری.
  10. تشکیل زیرکمیسیونهای هنرهای دیگر فلات: شعر، داستان، سناریو، نقاشی، موسیقی، عکس، فیلم، مجسمه، خطاطی، نقش قالی/ کاشی/ خاتم کاری - بسته به صف آرایی مهارتی/ تخصصی اعضای انحمن مجازی نقد هنری.
  11. ایجاد یک انجمن مجازی از طریق فیسبوک که اعضا بتوانند باهم تبادل آرا کنند.
  12. راه اندازی یک بانک آثاری یا پایگاه برای انبار آثار تخصصی در مورد نقد هنر. تا آثار درجه اول و تخصصی فارسی و بعد، دیگر زبانهای غربی را بمثابه بانک آثار در دسترس دوستداران قرار دهد. در این بانک آثار کتب اصلی فارسی مانند طلا در مس و بدعتهای نیما اثر زنده یاد اخوان ثالث، برخی آثار کدکنی و دیگران را scan بصورت pdf انبار کرد. کتابهای ترجمه آثار باختین، سوسور، فوکو، آلتوسر، فروید، یونگ، اکو، لاکان، بارت، دریدا، لیوتارد، بودریار، یاکوبسن، لوی-استراوس، گرامشی، سعید، دبووار، لوکاچ، جیمیسون، آدورنو، الیوت، .. 
  13. در بانک اطلاعاتی نقدهای حاصل کار انجمن ارایه خواهد شد.
  14. ایجاد خلاصه درسهای سطح دانشگاهی در مورد نقد/ نظریه ادبی. اینها را میتوان از رشته های ادبیات دانشگاههای ایران و خارج تهیه کرد. این ماده کمک به دانشجویان 100 دانشگاه ایران کرده تا از انجمن مجازی تغذیه فکری کنند.
  15. نحوه نقد از طریق انجمن مجازی در فیسبوک مطرح و حلاجی خواهد شد.
  16. اعضای انجمن داوطلبانه فعالیت داشته؛ منطق و عقل سلیم دیکته می کند که آدمهای اهل فن کارهای خود را در انحمن مجازی کانالیزه کرده تا برد بیشتر و دورتر داشته باشد.
  17. در منشور ماده ای برای پروسه انحلال می توان گنحاند؛ چون بگواه تاریخ انجمنهای غیر انتفاعی از چرخه حیات با فازهای پیدایش، فعالیت، تولید، زوال، میرش می گذرند؛ آنها دایمی نیستند.  ولی می توان آنرا به یک ناشر یا موسسه انتفاعی در بازه زمانی مناسب داد.  زیرا بانک اطلاعاتی انجمن ارزش خواهد پیدا کرد.
  18. باید از تمام امکانات مجانی ایمیل، شبکه مجازی تعاملی، سرور هوستینگ پایگاه، آمار ترافیک مراجعان، خبررسانی فله ای/ گروهی سودبرد.
  19. تهیه ی لیستی از ایمیل وبلاگنویسان دست اندر کار نقد ادبی

گاهی روی آدرس دفتر شعر جوان کلیک کنیم

http://www.poetryoffice.ir


 

این مقاله توسط یکی از دوستان ارسال شده است از انجا که ادرسی از جناب اقای عاطف راد نداشتم نتوانستم اجازه ی درجش رامستقیم از مولف بگیرم  . 

امروز ۲/۱۱/۸۸ ادرسی از اقای عاطف راد توسط اقای بامداد امید برایم کامنت شد  بلافاصله  پوزش نامه ی زیر به ادرس ایشان ای میل شد

جناب اقای عاطف راد سلام

مقاله ای در باره نقد به قلم شما توسط یکی از دوستان برای من ایمیل شده بود چون نتوانستم ادرسی از شما بدست بیاورم جسارت کرده و بدون اجازه انرا در وبلاگ بانکول و البته با اسم شما درج کردم و توضیح دادم که بعلت نداشتن ادرسی از نویسنده انرا بدن اجازه درج کرده ام تا امروز که ادرس ایمیل شما توسط اقای بامداد امید برای من کامنت شده است

بدینوسیله از شما پوزش می طلبم و امیدوارم از درج مقاله در بلاگ اینجانب (بعنوان قدمی در راه فرهنگ) ناراضی نباشید با تشکر و پوزش مجدد....عه تا


 در باره ی نقد ادبي

 

م. عاطف راد
 

نقد ادبي دانش كاربردي شناسايي, تجزيه و تحليل, سنجش و ارزيابي آفريده هاي ادبي است. اين دانش امكان تفسير , تحليل و تاًويل يك تاً ليف ادبي را فراهم مي آورد, و ابزار مناسبي است براي باز كردن گره هاي كور يك متن ادبي, توضيح و تشريح پيچيدگي هاي آن , آشكار ساختن جنبه هاي پوشيده و پنهان آن, و پرتو افكندن بر تاريكناهاي آن.

علاوه بر اين ها, نقد ادبي روشي است براي سنجش ارزش و مقام يك اثر ادبي, و تشخيص و تميز عيب ها و حسن ها, قوت ها و ضعف ها, و زشتي ها و زيبايي هاي آفريده هاي ادبي و شناسايي سرچشمه هاي اين ارزش هاي مثبت و منفي.

هم چنين نقد ادبي قوانين,موازين و دلايل مقبوليت و مطروديت آثار ادبي را مورد مطالعه قرار مي دهد, حقيقت هنري را در يك اثر ادبي مي شناسد و مي شناساند, ارزش هاي نهفته و نامكشوف آن را كشف و آشكار مي سازد, و سره را از ناسره , و قوي را از ضعيف در آثار ادبي جدا مي سازد و تفكيك مي كند.

همان گونه كه دانش و روش عيارسنجي به زر شناس اجازه و امكان مي دهد كه عيار زر را بسنجد و زرناب و خالص را از زر ناسره و تقلبي تميز دهد, دانش و روش نقد ادبي نيز همين امكان را براي ادب شناس و ناقد فراهم مي آورد و به او اجازه مي دهد كه عيار يك تاًليف ادبي را بسنجد.

و افزون بر اين ها كه گفته شد, نقد ادبي, آفريده هاي ادبي را از جنبه هاي گوناگون مورد بررسي, تحقيق و تدقيق قرار مي دهد, ريشه ها و سرچشمه هاي آفرينندگي را در آن ها جستجو و دنبال مي كند, رابطه ي اثر را با ذهن, روان و شخصيت خالق آن بررسي مي كند و جنبه هايي از اين رابطه ي پيچيده و پوشيده را كه حتي بر خود صاحب اثر نيز آشكار نيست بر او و خوانندگان اثر فاش مي سازد, روابط متقابل اثر را با محيط , جامعه و تاريخ مورد مداقه قرار مي دهد, تاً ثيراتي را كه اثر ادبي از ذهنيات خودآگاه و ناخودآگاه و روحيات فردي و اجتماعي, و بينش و نگرش پديد آورنده ي آن پذيرفته است , بررسي و تحليل مي كند, به تاًثيرات و الهاماتي كه از ديگر آثار ادبي پذيرفته توجه مي كند , اثر ادبي را از نظر شكل و ساختار, موضوع و مضمون, زبان و بيان, صناعت هاي به كار رفته در آن , جايگاهش در ميان ساير آثار وسبك ها يا مكتب هاي ادبي موجود بررسي مي كند, و ميزان و كيفيت نوآوري ها و ابداعات و ابتكارات خلاقانه و هنري آن را مي سنجد.

نقد ادبي پل ارتباطي و حلقه ي واسطه بين اثر ادبي و خواننده يا شنونده ي آن است و مي كوشد تا با پرتو افكندن بر تاريكي هاي اثر و روشن ساختن سايه هاي محو آن, لطافت ها, ظرافت ها, زيبايي ها, هنر نمايي ها, جنبه هاي بديع و اصيل يك آفريده ي ادبي و ريزه كاري ها و صنعت گري هاي آن را كه ممكن است مخاطب معمولي به آن توجه و التفات لازم را نداشته باشد و در مطالعه ي اثر از آن ها غافل و بي نصيب بماند, بر او روشن و آشكار گرداند, هم چنين عيب ها و نقص هاي اثر, و كاستي ها و سستي ها و گنگي هاي آن را نيز برملا كند, و بر مبناي مجموعه ي اين معايب و محاسن آشكار و پنهان, ارزش و عيار نسبي اثر را روشن گرداند.

نقد ادبي در پشت ظاهر اثر ادبي به باطن آن مي پردازد, در پس رو ساخت ها به زير ساخت ها توجه مي كند, بنياد ها و شالوده ها و پايه هاي عيني و ذهني اثر را شناسايي مي كند و ميزان استحكام و استقامت آن ها را مي سنجد, در زير لايه هاي بيروني اثر به لايه هاي دروني و ارتباط آن ها با هم و با لايه هاي بيروني, و در پس جريان هاي سطحي به جريان هاي عمقي و سرچشمه هاي پيدايش آنها و مسير ها و مجراها و مقصد هاي آن ها مي پردازد و ارتباط شاخه هاي آشكار را با ريشه هاي پنهانشان بررسي مي كند.

نقد ادبي به اعتبار شناختي كه از قوانين و اصول سنجش و ارزيابي ادبي ارائه مي كند, دانش است و به اعتبار روش هاي تشريحي و توصيفي خود در بررسي ويژگي هاي تاًليفات ادبي روش و فن است و جنبه ي كاربردي دارد, به اين دليل دانشي كاربردي و عملي است.

نقد ادبي بر اساس اين كه از كدام زاويه ديد به اثر ادبي نگاه و بر مبناي چه موازيني آن را تحليل و ارزيابي مي كند به انواع گوناگوني بخش بندي مي شود. نخستين و مهم ترين تقسيم بندي عبارت است از:

1 ـ نقد معنا شناسانه

2 ـ نقد زبان شناسانه

3 ـ نقد نماد شناسانه

نقد معنا شناسانه نقدي است كه در آن معيار و مبناي نقد, محتواي مفهومي و مضمون اثر ادبي است. در اين شيوه نقد, انديشه ها و عقايد مطرح شده در آفريده ي ادبي, معاني و مفاهيم ارائه شده در متن و رابطه ي فكري و بينشي آفريننده ي اثر با آن, به عنوان اصلي ترين شاخص و ملاك ارزيابي , مورد توجه و بررسي قرار مي گيرد, و ساير عوامل تشكيل دهنده ي اثرـ مانند زبان, بيان, نماد ها, تصوير سازي ـ به عنوان عوامل فرعي , حاشيه اي و مكمل, طرف توجه هستند.

نقد زبان شناسانه نقدي است كه معيار و مبناي ارزيابي متون ادبي را در درجه نخست زبان و سپس بيان قرار مي دهد و بر اساس معيار هاي زبان شناسانه اثر را ارزيابي و نقد مي كند و ساير عامل ها, هم چون معنا و مضمون و نماد را فرع بر زبان مي گيرد و در ارتباط با آن مورد توجه قرار مي دهد. ويژگي هاي زباني تاًليف , انواع زبان ها و بيان هاي به كار رفته در اثر, رابطه ي اين زبان ها با هم, رابطه ي اين زبان ها با روحيات و مختصات رواني موًلف, تاًثير پذيري زباني موًلف از ديگر موًلفان و ساير آثار ادبي, جهاني بودن يا منطقه اي و بومي بودن زبان,ارتباط زباني اثر با زبان عاميانه, زبان گفتاري و نوشتاري از مهم ترين مسائلي هستند كه اين گونه نقد به آن مي پردازد.

نقد نمادشناسانه نقدي است كه در آن معيار و مبناي نقد, ارزش ها و ويژگي هاي نمادين اثر و ارتباط لايه هاي نمادين با لايه هاي معنايي آن است, اين نقد بر مبناي پردازش مجازها و استعاره ها در اثر ادبي و سطح تاًويل پذيري آن, و تفسير و تاًويل عناصر نمادين اثر, به ارزيابي و داوري ارزش هاي يك آفريده ي ادبي مي پردازد.

نقد ادبي را مي توانيم به صورت زير نيز به دو بخش تقسيم كنيم:

1 ـ نقد درون گرايانه

2 ـ نقد برون گرايانه

نقد درون گرايانه نقدي است كه در آن معيار و مبناي نقد, اجزاء و عوامل و عناصر دروني اثر, اعم از ساختار, زبان, بيان, معنا و مانند آن ها, در ارتباط هاي متقابل تنگاتنگ و منسجم با يكديگر است و تركيب ها و هماهنگي هاي اين اجزاء و عناصر را در نظر مي گيرد و بر مبناي ويژگي هاي دروني و تاًثيرات متقابل اجزاء داخلي , تاًليف ادبي را نقد مي كند.

نقد برون گرايانه نقدي است كه اثر ادبي را بر مبناي روابط بيروني آن و تاً ثيراتي كه از عوامل خارجي پذيرفته مي سنجد و ارزيابي مي كند. در اين گونه نقد روابط تاًليف ادبي با موًلف آن, زمان, مكان, محيط , تاريخ, جامعه و فرهنگ بررسي و تحليل مي شود و عوامل دروني اثر بر مبناي تاًثيراتي كه از عوامل بيروني دريافت كرده و روابطي كه با آن دارد طرف توجه قرار مي گيرد.

از ديد گاهي ديگر نقد ادبي را مي توان به گونه هاي زير تقسيم بندي كرد:

نقد تفسيري ـ نقد تحليلي ـ نقد تاًويلي ـ نقد تطبيقي ـ نقد ساختار گرايانه ـ نقد شكل گرايانه ـ نقد تاًليفي يا التقاطي.

نقد تفسيري مي كوشد بر اساس نماي ظاهري و لايه هاي بيروني اثر ادبي, از باطن و لايه ها و جريان هاي پنهان و دروني اثر تفسيري منطقي و موجه ارائه دهد.

نقد تحليلي به تجزيه و تحليل پيچيدگي ها وعوامل سخت فهم يا دير فهم اثر ادبي مي پردازد و مي كوشد براي حل مسائل و معضلات آن راه حل هاي مناسب طرح كند.

نقد تاًويلي به تاًويل ايهام ها و استعاره ها و مجازهاي اثر ادبي مي پردازد و مي كوشد تا بر جنبه هاي تاريك, پشت سايه پنهان , پوشيده, و ناپيداي اثر پرتو افكند و آن ها را آشكار سازد.

نقد تطبيقي مي كوشد تا مطابقت هاي اثر ادبي را با ساير آثار ادبي و تاًثير پذيري هاي آن را از عوامل گوناگون, مانند عناصر رواني و شخصيتي موُلف, عوامل محيطي و اجتماعي دريابد و در نظر بگيرد.

نقد ساختار گرايانه به ساختار اثر ادبي و روابط بين اجزاي ساختاري مانند روابط بين شكل و محتوي, رو ساخت و زير ساخت , اجزاء و كل اثر مي پردازد و آن ها را بررسي مي كند.

نقد شكل گرايانه شكل اثر ادبي را هدف اساسي توجه نقد آميز و بررسي انتقادي قرار مي دهد و آن را ملاك و معيار ارزيابي خويش قرار مي دهد.

نقد تاًليفي درهم آميزه اي از همه ي گونه هاي برشمرده ي نقد است و مي كوشد تا بين ديدگاه هاي مختلف نقد تاًليف و تلفيق و تعادل ايجاد كند.

نقد ادبي با ساير دانشها و گستره هاي شناخت نيز در ارتباط تنگاتنگ است و از دستاوردهاي اين دانشها و معاريف در ارزيابي و سنجش خويش بهره برداري مي كند. از اين ديدگاه نقد ادبي مي تواند داراي يكي از گرايش هاي زير باشد:

نقد جامعه شناسانه ـ نقد روان شناسانه ـ نقد معرفت شناسانه ـ نقد زيبايي شناسانه ـ نقد تاريخي ـ نقد اخلاقي .

معيار و مبناي نقد جامعه شناسانه مصاديق و مضامين اجتماعي اثر ادبي و روابط متقابل اثر با جامعه و تاًثير گذاري اين دو بر هم است.

نقد روان شناسانه به سرچشمه هاي رواني اثر ادبي و تاًثير پذيري آن از ويژگي هاي رواني فردي و اجتماعي خالق اثر و محيطش مي پردازد.

معيار و مبناي نقد معرفت شناسانه محتواي شناختي و آگاهي هاي گوناگوني است كه در اثر ادبي نهفته است و به مخاطب آن منتقل مي شود.

نقد زيبايي شناسانه بيشتر به ويژگي هاي استه تيكي اثر ادبي و ظرايف و لطايف و دقايق و بدايع هنري و مبتكرانه ي اثر ادبي مي پردازد.

نقد هاي تاريخي و اخلاقي نيز تاًليف ادبي را از ديدگاه خاص خود و به عنوان موضوعي تاريخي يا اخلاقي مورد توجه قرار مي دهند.

نقد ادبي را از ديدگاه مخاطب آن نيز مي توان به گونه هاي زير تقسيم بندي كرد:

نقد نظري ـ نقد تقنيني ـ نقد توصيفي ـ نقد حكمي.

مخاطب اصلي نقد هاي نظري و تقنيني نويسنده يا سراينده ي اثر است و اين گونه نقد ها با بررسي تئوري هاي نقد و قوانين و اصول آن مي كوشند تا مصنف اثر ادبي را با خصوصيات يك اثر ادبي كامل و عالي و بي نقص , و ارزش هاي مثبت آنها آشنا كنند و از عيب ها و نقص ها و سستي ها و كاستي هاي احتمالي مبري گردانند.

مخاطب اصلي نقد توصيفي خواننده يا شنونده ي اثر است و نقد مي كوشد معيارهاي سنجش خوب و بد, و عيب و حسن اثر ادبي را به او بنماياند و ذوق ادبي او را تربيت كند.

نقد حكمي تلفيقي از نقد نظري, نقد تقنيني و نقد توصيفي است و در آن نقد نظري به عنوان مقدمه و پيش درآمد نقد توصيفي قرار مي گيرد و مخاطب آن نيز به طور عام همگان هستند.

نقد ادبي بايد بي طرفانه, منصفانه, عيني , خالي از شائبه ي غرض ورزي و جانبداري باشد باشد. اما چون نقد ادبي فرآورده ي پويش هاي ذهني منتقد است نمي تواند اين خصوصيت ها را به طور مطلق و خالص داشته باشد. در حقيقت هر منتقدي در هر نقدي هر چقدر بي طرف و به دور از جانبداري باشد, چون نمي تواند خودش نباشد, پس نمي تواند ديد خاص خود و نگرش و بينش و طرز تلقي شخصي خودش را نداشته باشد و ذهنيت ها و ذوق و سليقه ي خصوصي اش نيز خواه و ناخواه در نقدش راه مي يابد, دخالت مي كند, و عينيت غير جانبدارانه ي آن را محدود مي كند. با اين حال ناقد بايد بكوشد تا آنجا كه ممكن است با اثر ادبي عيني و به دور از پيش داوري , جانبداري و غرض ورزي روبرو شود و نقدش تا حد امكان منصفانه و بي طرفانه باشد.


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم دی 1388ساعت 23:50 توسط عه تا |